تاریخ انتشار: 14-03-1397, 09:25 کد خبر: 2434 نسخه چاپی: چاپ
به قلم جواد عموزاد ؛

امامی آمد و امامی رفت

14 خرداد ماه در تاریخ ایران روزی است که مصادف است با تولد امام موسی صدر و رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی که هر دو مظهر غیرت دینی و دغدغه عزت مسلمین بودند .

به گزارش طوبی گلستان جواد عموزاد - 14 خرداد در تاریخ جمهوری اسلامی ایران سالروز عروج ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی و ابر مرد قرن بیستم می باشد و از این جهت یک روز تاریخی و فراموش نشدنی است اما این روز یک مناسبت تاریخی بزرگ را نیز با خود یدک می کشد که کمتر بدان پرداخته شده است و حیف بود در چهل سالگی انقلاب اسلامی نامی از این مرد بزرگ به میان نیاید .

در 14 خرداد 1307 در محله چهارمردان قم فردی به دنیا آمد که افتخار شیعه شد و ناجی ملتی ستمدیده و رنج کشیده ، سید موسی صدر از همان نوجوانی نشان داد که آینده ای زرین و پر افتخار دارد و دیری نپایید که او امید محرومین شیعه لبنان درجبل عامل ، صور و صیدا شد و در هر مغازه ای در لبنان عکسی از او دیده می شد .

سید موسی صدر در جوانی به سفارش پدر معمم شد و در کلاس های درس و بحث با شهیدان مطهری و بهشتی شرکت می کرد و مراسم عمامه گذاری اش در روز تولد امام رضا (ع) با حضور امام خمینی (ره ) برگزار شد ، همچنین او از علاقه مندان به شهید نواب صفوی بود .

او که از طرف آیت الله بروجردی برای ابلاغ اسلام به ایتالیا مامور شد به توصیه برخی دوستان از این سفر سرباز زد تا همچنان به درس و بحث در حوزه مشغول باشد تا اینکه در سال 1334 در سفری به لبنان با محرومیت ها و ستم هایی که بر امت شیعه روا داشته شد آشنا گردید و درد شیعه در لبنان او را گرفتار کرد .

حضور امام موسی صدر در لبنان

در زمستان سال 1336 زعیم شیعه در لبنان یعنی سید عبدالحسین شرف الدین درگذشت ، او دریافته بود سید موسی صدر تنها کسی است که می تواند رهبری آینده شیعیان لبنان را به عهده بگیرد لذا وصیت کرد که فرزندانش سید موسی صدر را به لبنان بیاورند .

برخی کاستی ها و نارسایی ها به همراه تحجر و مقدس مآبی برخی روحانیون که دین را در احکام فردی و عبادی جستجو می کردند و فسلفه و عرفان را کفر و شرک می دانستند ، باعث شد تا سید موسی صدر برای همیشه تصمیم بگیرد که به لبنان برود و به شیعیان خدمت کند .

امام موسی صدر طی سه برنامه کوتاه مدت(1339) ، میان مدت(1339 - 1348 ) و بلند مدت ( 1348 به بعد)  توانست شیعیان در لبنان را از فلاکت و بدبختی به اوج برساند ، او در برنامه کوتاه مدت با دستگیری از فقرا و شناسایی و دادن مبلغی کمک هزینه به آنها ، در برنامه میان مدت با تاسیس مدرسه صنعتی جبل عامل و دهها خیریه و موسسه فرهنگی و در برنامه بلند مدت با تاسیس مجلس اعلای شیعیان لبنان به شیعه اعتبار و منزلتی دوباره داد .

سید موسی صدر در سال 1352 وقتی دولت لبنان از درخواست هایش برای توجه به شیعیان در لبنان طفره می رفت وارد فاز جدید شد و لحنش را تندتر کرد و در سال 1354 بود که جنبش امل را راه اندازی کرد ، هر چند این جنبش یک سال زودتر به صورت مخفیانه راه اندازی شده بود اما انفجار مین در حین آموزش باعث کشته شدن 27 تن از نیروهای اصلی جنبش امل گردید و موسی صدر ناچار به اعلام رسمی جنبش امل شد .

او دیگر سید موسی صدر نبود ، در راهپیمایی ها و سخنرانی های پرشور مخصوصا در صور مردم و جوانان نام امام موسی صدر را صدا می زدند و اینجا بود که دشمنان متوجه یک خطر جدی بیخ گوش اسراییل شدند ، از این تاریخ به بعد بود که جنگ های داخلی لبنان با خونریزی فالانژها و کتائب و سایر گروههای درگیر شروع شد و نزدیک به 15 سال طول کشید و باعث زجر ها و صدمات روحی زیادی به امام موسی صدر شد و او بخاطر حفظ وحدت مردم لبنان اعتصاب غذا کرد تا سران طوایف صلح را پذیرفتند .

همسویی عجیب با انقلاب ایران و امام خمینی

امام موسی صدر اگر چه همزمان با مبارزات مردم ایران علیه شاه در ایران حضور نداشت اما از هر ایرانی دیگر از اوضاع کشور مطلع تر بود ، او بعد از قیام 15 خرداد 42 و دستگیری امام خمینی با پاپ در واتیکان دیدار و از این دستگیری گلایه کرد .

او در سال 1344 در سفری به شیراز در مسجد ولی عصر (ع) سخنرانی شورانگیزی انجام داد ، در همان سال با شهید بهشتی در هامبورگ آلمان دیداری داشت تا دانشجویان و فعالان مبارز را سازماندهی و منسجم کنند . او در سال 47 در نجف طی دیداری طولانی با امام خمینی صحبت کرد که موجب نگرانی ساواک شد .

صدر پناهگاه مبارزان انقلابی در لبنان بود ؛ علی جنتی وزیر سابق ارشاد می گوید :

امام موسی صدر با صحبتهایی که با حافظ اسد رئیس جمهور سوریه کرد ، باعث شد تا امکانات خوبی در اختیار ایرانی های خارج از کشور قراربگیرد . دولت سوریه اعتماد زیادی به امام موسی داشت و برای همین خیلی خوب همکاری می کرد .

امام موسی صدر امام خمینی را برای جوانان شیعه لبنان اینگونه معرفی کرده بود :

او (امام خمینی) انقلابی را رهبری می کند که چهره منطقه را دگرگون خواهد کرد .

و همواره می گفت :

امام خمینی استاد من و همه علمای مبارز ایران است ، اوست که انقلاب اسلامی ایران را رهبری می کند . تنها اوست که می تواند رژیم شاه را سرنگون کند .

امام خمینی نیز به فعالیتهای امام موسی صدر در لبنان اعتماد و اعتقاد کامل داشت . معظم له در نامه ای در سال 1353 خطاب به امام موسی صدر می نویسد :

بسمه تعالی

خدمت جناب مستطاب سید الاعلام و حجت الاسلام آقای صدر دامت برکاته.

از سلامت جنابعالی و مجاهدات شما در راه حقوق شیعه و کوتاه کردن دست ستمکاران متشکر شدم . امید است که خداوند تعالی جنابعالی را برای ما حفظ فرماید و ترقیات روزافزون که قوای جوانی را در راه واهب العطایا صرف فرمایید و سرمایه های نافده را مبدل به سرمایه باقی فرمایید .

در تیرماه 1356 بعد از شهادت دکتر علی شریعتی که ساواک را عامل شهادت ایشان می دانند ، امام موسی صدر در دمشق بر پیکر وی نماز خواند . در همان سال بعد از شهادت آقا مصطفی خمینی دیدارهای شهید بهشتی و امام موسی صدر در بوخوم آلمان بیشتر شد . در آن دیدار که در منزل صادق طباطبایی برگزار شد موضوع جانشینی امام خمینی( با توجه به تهدید جانش )  نیز مطرح شد که شهید بهشتی آیت الله منتظری را پیشنهاد کرد.

امام موسی صدر ضمن اشاره به ارادتش به آیت الله منتظری و تاکید بر شرایط و خصوصیات مهم مرجعیت و رهبریت در جهان امروز او را فاقد ویژگی رهبری دانسته و در مقابل آیت الله سید محمد باقر صدر را پیشنهاد می کند که دارای یک سری مبانی جدید می باشند و در تشخیص موضوعات باهوش و دارای ذوق سرشاری است و می تواند جوابگوی بسیاری از نیازهای جامعه کنونی باشد .( البته حضرت آیت الله خامنه ای نیز درباره شهید سید محمد باقر صدر گفته اند : در میان چهره های برجسته حوزه در دوران اخیر سید محمدباقر صدر یکی از ممتازترین و شگفت انگیزترین آنهاست . او بی شک یک نابغه و یک ستاره درخشان بود ...)

امام موسی در دیدار یک ساعته ای که با امیرعبدالله ولیعهد عربستان در خصوص مسائل لبنان داشت یک ربع درباره لبنان صحبت کرد و باقی وقت را به بیان مسائل انقلاب اسلامی ایران پرداخت . او خطاب به امیر عبدالله گفت : 

... در ایران انقلابی در شرف وقوع است . این انقلاب را مرجعی رهبری می کند که نامش ایت الله خمینی است . این انقلاب اسلامی است ، نه طائفه ایست ، نه قومی ، نه ایرانی ، نه شیعی است بلکه انقلابی است اسلامی که برای مسلمین جهان خیر و برکت دارد . پیروزی این انقلاب قریب الوقوع است و زمان زیادی نخواهد برد . از هم اکنون به شما سفارش می کنم که با آن رابطه سازنده و حسنه داشته باشید و فریب دسیسه های آمریکا را نخورید .

او که قلبش برای انقلاب ایران می تپید در اردیبهشت ماه 57 لوسین جرج خبرنگار روزنامه لوموند فرانسه را مخفیانه همراه قطب زاده به نجف می فرستد تا آن مصاحبه تاریخی را از امام خمینی بگیرند. این اولین مصاحبه خارجی امام خمینی بود که بدون سانسور در فرانسه چاپ شد و محافل رسانه ای را متوجه نجف ساخت .

او شیفته امام و انقلاب مردم ایران شده بود و هر کاری که از دستش بر می آمد انجام می داد از جمله نوشتن مقاله در روزنامه لوموند و نشریه های دیگر ، حتی قرار بود به اتفاق چند تن از مبارزین ایرانی پیش قذافی بروند و از او یک فرستنده رادیویی بگیرند که روزی دو ساعت اخبار انقلاب ایران را به گوش جهانیان برسانند .

اگر چه تلاش های ناقصی جهت اختلاف افکنی میان امام موسی صدر و امام خمینی توسط برخی متحجرین صورت گرفت و امام خمینی را خیلی ناراحت کرد اما رابطه این دو امام فوق العاده نزدیک و ایمانی بود .

امام خمینی بعد از قضیه ربوده شدن امام موسی صدر در دیدار با سفیر کشور سومالی فرمودند :

... و اما راجع به آقای صدر ، ما از آن وقت که نجف بودیم و این قضیه واقع شد تا وقتی که پاریس رفتیم و بعد هم ایران آمدیم ، دنبال این قضیه بودیم . آقای صدر در ایران متولد شده و ایرانی است و من سوابق زیادی با وی دارم و بعد از اینکه ایرانی است رفته است لبنان و ما علاقه داریم ، هم به اینکه ایرانی است و هم اینکه در لبنان رئیس مجلس شیعه بوده است ، علاقه داشتیم که این معما را حل کنیم ( 17 اردیبهشت 58).

همچنین در جمع نمایندگان شیعیان جنوب لبنان فرمودند :

... آقای صدر مردی است که من می توانم بگویم او را بزرگ کرده ام و به منزله یک اولاد عزیز است برای من ، و من امیدوارم که ان شاء الله ایشان به سلامت برگردند به محل خودشان و بسیار مایه تاسف است که ما ایشان را الان نمی بینیم دربین خودمان ... .

امام خمینی در تعاریف خودشان بیخودی از کسی تعریف نمی کردند و لقب نمی دادند و تا بحال نگفته اند که من کسی را بزرگ کرده ام ، اما درباره امام موسی صدر از واژه سلام الله تعالی علیه استفاده نمودند :

.. و ما امیدواریم که یک روزی با جنابعالی ، با اقای سید موسی صدر سلام الله تعالی علیه در قدس با هم برویم نماز بخوانیم ان شاء الله و ما مایوس نیستیم و مسلمین باید با قدرت به پیش بروند .

شهید مطهری نیز وقتی در نوفل لوشاتو بحث امام موسی صدر به میان آمد ، در حالی که اشک در چشمانش حلقه زد ، می گفت :

کسی که امروز در تبیین موضوعات به درد ما می خورد امام موسی صدر بود ... افسوس شما هنوز نمی دانید ما چه کسی را از دست دادیم . ما یکی از بزرگترین یاران فکری و عملی انقلاب مان را از دست دادیم . آقا موسی در دنیای عمل و اجرا نیازها را درک کرده بود و برای اغلب موضوعات حکم فقهی داشت . او را خیلی حساب شده از ما گرفتند .

یکی از روحانیون در بحبوحه انقلاب به امام خمینی می گوید که شما که می گویید حکومت اسلامی با چه افرادی می خواهید این حکومت را تشکیل دهید که امام خمینی اشاره کردند : با همین افرادی مثل آقا موسی صدر .

ربوده شدن امام موسی صدر

امام موسی صدر در اوایل شهریور ماه 1357 طی سفرهای دوره ای به کشورهای عربی به دعوت رسمی معمر قدافی رهبر لیبی وارد این کشور شد و قرار بود که به دیدار قذافی برود که بعد از خروج از هتل کسی دیگر آنها را ندید ، اعلام شد که به ایتالیا رفته اما تکذیب شد و اگرچه هنوز خبر شهادت و یا زنده بودنش قطعی نیست اما یک گوهر گرانبها که می توانست امید محرومین و مستضعفان و یار امام و کمک کار انقلاب باشد ، از ملت گرفته شد .

بعد از انقلاب مقامات لیبی از جمله قذافی خیلی دوست داشتند با امام خمینی دیدار کنند و حتی ارتباط دیپلماتیک با لیبی با توجه به اتهام ربودن امام موسی صدر، در شورای انقلاب هم رای آورده بود اما امام خمینی با توجه به علاقه ای که به امام موسی صدر داشتند هیچگاه قذافی و مقامات لیبی را نپذیرفتند و این آرزو را در دل آنها گذاشتند و می گفت باید با امام موسی صدر نزد من بیایید و لحظه ای از پیگیری ربودن ایشان غافل نبود .

امام موسی صدر عاشق مبارزه با اسراییل بود . او خطاب به یاسر عرفات رئیس سازمان فتح می گفت :

... شرف قدس اجازه نخواهد داد که این سرزمین به دست غیر مومنین آزاد شود ... من با عبا ، عمامه و محرابم از نهضت فلسطین حمایت خواهم کرد ... تلاش برای آزادی فسلطین ، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است . همچنین تلاشی است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی کرده زمین ، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند متعال را آلوده می سازد ...

انتهای پیام /

ارسال نظر
سوال امنيتی:
حاصل جمع شش + دو؟ (به عدد) - برای تشخیص ربات از انسان
پاسخ:*